راجر، سارقی کارکشته و طراح نقشههای جسورانه، قصد دارد تابلوی مشهور مونالیزا را از موزه لوور پاریس بدزدد. او برای اجرای سرقت، دو غریبه به نامهای جی و کیارا را وارد عملیات میکند؛ افرادی که ابتدا از پیوند واقعی خود با یکدیگر بیخبرند. راجر در ادامه فاش میکند که هر دو فرزندان او هستند و باید برای پیشبرد نقشه با هم همکاری کنند. تنشهای خانوادگی، بیاعتمادی و خطرهای یک سرقت بزرگ، مأموریتی ظاهراً دقیق را به آزمونی پیشبینیناپذیر تبدیل میکند.